این بخشی از سروده های فردوسی است که اندر نهشتی بسیار درش نهاده.همانگونه که خود آگاهید فردوسی بزرگوار یک پزشک بود.آری پزشکی که درد کشور را دانست و شناساند.در جای جای شاهنامه به درد ما ایرانیان نشانه می رود و راه درمانش را نیز بسیار بیان میکند.از سروده های او میتوان در یافت که درد ما ایرانیان نا بخردی بوده و هست که به این فرنام در پسین روزها باورمند باشید که نشانه خواهم رفت.این سرواد ها بسیار بسیار جای گپ و گفت گو دارند.
پس به امید اینکه زیاد پرگویی نکرده باشم امروز به این سرود بسنده میکنم تا شما یاران گرامی من با چم ها و اندرنهشت های سرود های فردوسی بیشتر آشنا شوید
به امید ایرانی سر بلند
در این خاک زرخیز ایـــــــــــران زمین نبودند جز مردمـــــــــــــــی پاک دین
همه دینــــــــــشان مردی و داد بود وز آن کشـــــــــــــــور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیشـــــشان گنه بود آزار کس پیشـــــــــــــشان
همه بنده ناب یــــــــــــزدان پــــــاک همه دل پر از مهر این آب و خـــــاک
پــــــــدر در پـــــــدر آریـــــــــایی نژاد ز پشت فریدون نیکـــــــــــــــــــو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنـــــــــــگ بود گـــدایی در این بوم و بر ننــــــگ بود
کـــجا رفت آن دانـــــش و هـوش ما که شد مهر میهن فرامـــــــــوش ما
که انداخت آتش در این بوستـــــــان کز آن سوخت جان و دل دوستـــــان
چه کردیم کین گونه گشتیـــم خوار؟ خرد را فکنــــــــــــــدیم این سان زکار
نبود این چنین کشــــــــــــور و دین ما کجــــــــا رفــــــت آییـــــن دیرین مـا؟
به یزدان که این کشــــــــــور آباد بود همـــــــه جــــــــای مـــردان آزاد بود
در این کشــــــــور آزادگی ارز داشت کشــــــــاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمــــــــــــــایه بود آنکه بودی دبـیر گرامی بد آنکس که بـــــــــــودی دلیر
نه دشـمن در این بوم و بر لانه داشت نه بیگانه جایی در این خانــه داشــت
از آنروز دشـمن بمــــــــا چــیره گشت که ما را روان و خرد تیـــــره گشـــــت
از آنروز این خـــــــانه ویـــــــــرانه شد که نان آورش مــــــــرد بیــــــگانه شد
چو ناکــــــس به ده کدخـــــــدایی کند کشـــــــــــــــاورز بـــاید گــــــدایی کند
به یــــــــــــزدان که گر ما خرد داشتیم کجـــــــا این سر انجــــــام بد داشتیم؟
بســـــــــــــوزد در آتش گرت جان و تن به از زنـــــــدگی کــــردن و زیســـــــتن
اگر مایه زنــــــدگی بنــــــــــدگی است دو صــــد بار مردن به از زنـــدگی است
بیــــــا تا بکوشیــم و جـــــــــــنگ آوریم برون ســــــــر از این بار ننــــــــگ آوریم
طبقه بندی: ادبیات ایران باستان،
برچسب ها: چنین گفت فردوسی، شعری زیبا از فردوسی، شاهنامه، ادبیات ایران باستان،
مهردخت شهریاری: نگارش رخدادهای روزگار «هرمز دوم» و «بهرام چوبین» به گفتهی «آرتور کریستن سن» و «عبدالعظیم رضایی» و… که آورده میشود با آنچه که فردوسی در شاهنامه آورده، اختلافهایی دارد، که به آن پرداخته میشود.
درآغاز رُخداد «بهرام چوبینه» به گفتهی «فردوسی» بزرگ:
پس از «خسرو انوشیروان»، با اینکه بزرگان و موبدانی چون موبد موبدان «برزمهر»، «بهرام آذرمهان» و… با روی کار آمدن «هرمز دوم» که مادرش دختر خاقان بود، مخالف بودند، او بر تخت مینشیند.
«هرمز دوم» در آغاز فرمانروایی خود، بیدلیل بزرگان و موبدان بسیاری را آزار میدهد و میکشد. از جمله «ایزدگشسب»، «بزرمهر»، «ماه آذر» و «زردهشت گداز» که وزیران دانای پدرش بودند.
نماند آن زمان بر درش بخردی / همان رهنمایی دهم موبدی
منبع:تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایرانادامه مطلب
طبقه بندی: ایران باستان، تاریخ عمومی ایران باستان،
برچسب ها: رُخداد «بهرام چوبینه»، به گفتهی فردوسی و مقایسه آن با نوشتههای دیگر نویسندگان، بهرام چوبینه، بهرام چوبین، فردوسی، شاهنامه، دانلود شاهنامه، مقایسه شاهنامه با دیگر آثار ادبی، تاریخ ایران،
نوشتار زیر را فرزانه گرامی «حسین اقوامی» دربارهی ارزشمندی زبان پارسی و بایستگی بهکارگیری آن آوردهاند:
پاسداشت زبان پارسی که امروزه ۱۴۴ میلیون تن در جهان به آن سخن میگویند، اندیشه نوینی نیست و به سدهها پیشتر بازمیگردد.
بهترین نمونهی تلاش برای زدودن واژههای بیگانه از زبان پارسی، شاهنامه فردوسی است که شاید هم بزرگترین تلاش در این زمینه باشد.
شاهنامه فردوسی سرودههایی با شصت هزار بند و به پارسی سره است و بندهایی که واژههای بیگانه در آن دیده میشوند را دیگران به آن افزودهاند. زیرا آرمان فردوسی زنده نگاه داشتن پارسی بود، پس نمیتوانسته از واژههای بیگانه برای این کار سود ببرد. این ابرمرد ایرانی سیسال از زندگی خود را برای نوشتن و سرایش شاهنامه و در راه آرمانش گذاشت.
منبع:تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایرانادامه مطلب
طبقه بندی: ادبیات ایران باستان،
برچسب ها: ادبیات، ادبیات ایران باستان، بهترین ادیب ایران باستان، ایران، فردوسی، فردوسی بزرگ، اشعار فردوسی، شاهنامه، دریافت شاهنامه، پارسی گویی، گنجینهی کهن ایرانی،
تبلیغات 



