تبلیغات
ایران باستان - مطالب ابر ادبیات ایران باستان
banner
تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390 | 05:52 ب.ظ | نویسنده : فرهاد

تصویر تزیینی استسروده‌ای بسیار زیبا از مصطفی بادکوبه‌ای، پیشکشی به همه‌‌ی میهن دوستان ارجمند:

شبی، دل بود و دلدارِ خردمند / دل از دیدار دلبر، شاد و خرسند

که با بانگ بنان و نام ایران / دو چشمم شد ز شور عشق، گریان

چو دلبر شور اشک شوق را دید / به شیرینی ز من مستانه پرسید

بگو جانا که مفهوم وطن چیست / که به مهرش، دلی گر هست دل نیست

به زیر پرچم ایران نشستیم / و در را جز به روی عشق بستیم

به یمن عشق در ناب سفتم / و در وصف وطن این‌گونه گفتم

وطن خاکی سراسر افتخار است / که از جمشید و از کِی، یادگار است

برای مشاهده کامل این مقاله به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات ایران باستان، 
برچسب ها: وطن یعنی، ادبیات ایران باستان، شعر های وطنی، شعر های میهنی، شهر ایرانی،  

تاریخ : پنجشنبه 28 مهر 1390 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : فرهاد

این بخشی از سروده های فردوسی است که اندر نهشتی بسیار درش نهاده.همانگونه که خود آگاهید فردوسی بزرگوار یک پزشک بود.آری پزشکی که درد کشور را دانست و شناساند.در جای جای شاهنامه به درد ما ایرانیان نشانه می رود و راه درمانش را نیز بسیار بیان میکند.از سروده های او میتوان در یافت که درد ما ایرانیان نا بخردی بوده و هست که به این فرنام در پسین روزها باورمند باشید که نشانه خواهم رفت.این سرواد ها بسیار بسیار جای گپ و گفت گو دارند.

پس به امید اینکه زیاد پرگویی نکرده باشم امروز به این سرود بسنده میکنم تا شما یاران گرامی من با چم ها و اندرنهشت های سرود های فردوسی بیشتر آشنا شوید

به امید ایرانی سر بلند

در این خاک زرخیز ایـــــــــــران زمین       نبودند جز مردمـــــــــــــــی پاک دین

همه دینــــــــــشان مردی و داد بود       وز آن کشـــــــــــــــور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیشـــــشان        گنه بود آزار کس پیشـــــــــــــشان

همه بنده ناب یــــــــــــزدان پــــــاک     همه دل پر از مهر این آب و خـــــاک

پــــــــدر در پـــــــدر آریـــــــــایی نژاد    ز پشت فریدون نیکـــــــــــــــــــو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنـــــــــــگ بود      گـــدایی در این بوم و بر ننــــــگ بود

کـــجا رفت آن دانـــــش و هـوش ما        که شد مهر میهن فرامـــــــــوش ما

که انداخت آتش در این بوستـــــــان       کز آن سوخت جان و دل دوستـــــان

چه کردیم کین گونه گشتیـــم خوار؟      خرد را فکنــــــــــــــدیم این سان زکار

نبود این چنین کشــــــــــــور و دین ما    کجــــــــا رفــــــت آییـــــن دیرین مـا؟

به یزدان که این کشــــــــــور آباد بود        همـــــــه جــــــــای مـــردان آزاد بود

در این کشــــــــور آزادگی ارز داشت         کشــــــــاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمــــــــــــــایه بود آنکه بودی دبـیر       گرامی بد آنکس که بـــــــــــودی دلیر

نه دشـمن در این بوم و بر لانه داشت       نه بیگانه جایی در این خانــه داشــت

از آنروز دشـمن بمــــــــا چــیره گشت     که ما را روان و خرد تیـــــره گشـــــت

از آنروز این خـــــــانه ویـــــــــرانه شد      که نان آورش مــــــــرد بیــــــگانه شد

چو ناکــــــس به ده کدخـــــــدایی کند    کشـــــــــــــــاورز بـــاید گــــــدایی کند

به یــــــــــــزدان که گر ما خرد داشتیم     کجـــــــا این سر انجــــــام بد داشتیم؟

بســـــــــــــوزد در آتش گرت جان و تن      به از زنـــــــدگی کــــردن و زیســـــــتن

اگر مایه زنــــــدگی بنــــــــــدگی است    دو صــــد بار مردن به از زنـــدگی است

بیــــــا تا بکوشیــم و جـــــــــــنگ آوریم   برون ســــــــر از این بار ننــــــــگ آوریم




طبقه بندی: ادبیات ایران باستان، 
برچسب ها: چنین گفت فردوسی، شعری زیبا از فردوسی، شاهنامه، ادبیات ایران باستان،  

تاریخ : پنجشنبه 14 مهر 1390 | 08:05 ب.ظ | نویسنده : فرهاد

نوشتار زیر را فرزانه گرامی «حسین اقوامی» درباره‌ی ارزشمندی زبان پارسی و بایستگی به‌کارگیری آن آورده‌اند:

پاسداشت زبان پارسی که امروزه ۱۴۴ میلیون تن در جهان به آن سخن می‌گویند، اندیشه نوینی نیست و به سده‌ها پیشتر بازمی‌گردد.

بهترین نمونه‌ی تلاش برای زدودن واژه‌های بیگانه از زبان پارسی، شاهنامه فردوسی است که شاید هم بزرگ‌ترین تلاش در این زمینه باشد.

شاهنامه فردوسی سروده‌هایی با شصت هزار بند و به پارسی سره است و بندهایی که واژه‌های بیگانه در آن دیده می‌شوند را دیگران به آن افزوده‌اند. زیرا آرمان فردوسی زنده نگاه داشتن پارسی بود، پس نمی‌توانسته از واژه‌های بیگانه برای این کار سود ببرد. این ابرمرد ایرانی سی‌سال از زندگی خود را برای نوشتن و سرایش شاهنامه و در راه آرمانش گذاشت.

منبع:تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران
برای مشاهده کامل این مقاله به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات ایران باستان، 
برچسب ها: ادبیات، ادبیات ایران باستان، بهترین ادیب ایران باستان، ایران، فردوسی، فردوسی بزرگ، اشعار فردوسی، شاهنامه، دریافت شاهنامه، پارسی گویی، گنجینه‌ی کهن ایرانی،  

  • عاربین
  • خونسرد
  • بک لینک
  • تله کام