ایران باستان

این وبلاگ در ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است

ارتش هخامنشیان

غیر از ده هزار نفری که به عنوان لشگر جاویدان می بایست مسلح و حاضر خدمت باشند و به جز ساخلوهای ولایات، باقی قسمت ها چریکی بودند.یعنی در مرکز و ولایات در موقع لزوم از اهالی عده ی لازم می گرفتند و این عده که بعضی اوقات به صدها هزار نفر می رسید ورزش نکردن و مشق ندیده با زبانها و عادات و مذاهب مختلفه در جایی جمع میشدند و رابطه ی معنوی با هم نداشتند.این است که می بینیم در این زمان ، قشون ایران قادر به اجرای نقشه های جنگی یا عقب نشینی منظمی نیست  و همین که حمله ی سختی از طرف دشمن میشود اگر قسمتی از لشگر،خود را باخت تمام قسمت ها را به هزیمت گذارده،کشته یا متفرق میشوند.

یکی از جهات عدم بهره مندی ایران در جنگ های یونان این بود که اسلحه ی دفاعی سپاهیان محکم نبود.راست است که اسلحه ی سپاهیان جاویدان خوب بود،ولی این سپاه در قلب لشگر جا می گرفت و اگر در موقع حمله در صفوف دشمن داخل میشد جناهین که اسلحه ی خوب نداشتند نمی توانستند به همان اندازه پیش بروند و در نتیجه این سپاه هم مجبور به عقب نشینی می شد.

در امور دریا نوردی ایرانی ها در موقع لزوم از فینیقی ها و یونانی های آسیای سغیر و جزیره ی قبرس استفاده می کردند و خبری نیز هست که ایرانی ها دریا نوردان بدی نبودند.

خلاصه باید گفت دولت هخامنشی امنیت کشور وسیع ایران را حفظ می کرد و ظلم و تعدی زیادی هم به مردم نمیشد،بخصوص در زمان کوروش بزرگ و داریوش بزرگ از این جهت مردم میتوانستند به زراعت و کسب و تجارت با فراغت خیال بپردازند.مردمان غیر ایرانی هم ازاین امنیت بهره مند میشدند و اشخاص غنی وبا ثروت در کشور ایران و تابع ایران کم نبودند.

بگرفته از کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام نوشته ی حسن پیر نیا





موضوع: هخامنشیان،
برچسب ها: ارتش هخامنشیان،

[ شنبه 6 آذر 1389 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

خصلت های داریوش بزرگ

داریوش شاهی بود عاقل و دارای اراده ی قوی و عزم.هر چند در بعضی موارد شدت عمل نشان می داد،ولی غالباً رفتار او با مغلوبین ملایم و معتدل بود.در انتخاب اشخاص برای کارها نظر صایب داشت و به خطا نمی رفت.اگر بعد از کمبوجیه او به تخت نمی نشست دوره ی هخامنشی هم مثل دورهی مادی ها زود سپری میشد.

این شاه شاهنشاهی ایران را از نو تاسیس کرد و به آن تشکیلاتی داد که در آن زمان و با آن محیط  بهتر از آن عملی نبود،چنان که اسکندر و سلوکی ها و ساسانیان وغیره همان گرده را دنبال کردند.در زمان داریوش ایران به اعلی درجه ی خود رسید و پس از او دوره ی شاهان ضعیف النفس هخامنشی شروع شد.

با وجود این که این شاه با یونان طرف بوداز نوشته های مورخین آنها خاصَهً اِشیل ادیب و شاعر معروف و یکی از جنگ های یونانی در دشت ماراتن معلوم است که نسبت به داریوش احترام زیاد داشته اند.برخی مورخین داریوش را مهمترین شاه ایران قدیم دانسته اند و فقط انوشیروان را طرف مقایسه با او قرار داده اند.

بگرفته از کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام نوشته ی حسن پیر نیا





موضوع: هخامنشیان،
برچسب ها: خصلت های داریوش بزرگ،

[ چهارشنبه 3 آذر 1389 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

خصلت های کوروش بزرگ

درباره ی کوروش مورخین معتقدند که شاهی بود با عزم و حزم و عاقل و مهربان. کاری را که شروع میکرد تا آخرش میرفت و هیچ کاری را ناقص نمی گذاشت.در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوصل می شد و بر خلاف پادشاهان آسور و بابل و غیره با مردم مغلوب و شکست خورده مهربان بود.به پادشاهان مغلوب به اندازه ای مهربانی میکرد که آنها دوست صمیمی کوروش شده،در مواقع مشکل به او یاری می نمودند.با مذهب و معتقدات ملل کاری نداشت،بلکه آداب مذهبی آنها را محترم می داشت،چنانکه بعد از فتح بابل هر چه از پیروان مذاهب مختلفه به غارت برده و به بابل آورده بودند،همه را پس داد.شهر ها و ممالکی که تحت تسلط او در می آمدند،معرض قتل و غارت واقع نمیشدند،بر خلاف سلاطین آسور که در کتیبه های خود میبالند،به این که چنان فلان مملکت را زیرو زبر کردند که صدای خروس یا سگی هم در آنجا شنیده نمیشد.وقتی مردم رفتار کوروش را دیده و با آنچه تا ان زمان معمول بود مقایسه میکردند او را مخلوق فوق العاده و بر انگیخته از طرف خدا می دانستند.

این شاه عالیقدر یک نوع انقلاب اخلاقی را در عالم قدیم باعث شده و طرز نوینی از حیث سلوک با ممالک تابعه و ملل مغلوبه در عالم قدیم داخل کرده و شاید به همین جهت زمان او حد فاصل دو قسمت از چهار قسمت عهد قدیم گردیده است.(بعضی عهد قدیم را به چهار قسمت تقسیم کرده اند 1-از ازمنه ی قدیم تا تاسیس دولت هخامنشی یعنی تا کوروش2-از کوروش تا اسکندر3-از اسکندر تا میلاد مسیح4-از این تاریخ تا انقراض روم غربی.)

درباره ی کوروش نیز باید گفت که او یکی از دو یا سه شخص تاریخ عهد قدیم است که اسمشان به اذهان مردمان و ملل عصر ما خیلی مانوس است.یکی از جهات این نکته این است که پیغمبران بنی اسرءیل او را بسیار ستوده اند و پیروان مذهبی که تورات را کتاب مقدس میدانند از طفولیت اسم این شاه را شنیده اند،با این اسم مانوس می شوند.

بگرفته از کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام نوشته ی حسن پیر نیا





موضوع: هخامنشیان،
برچسب ها: خصلت های کوروش بزرگ،

[ یکشنبه 30 آبان 1389 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

بناهای هخامنشی

تالار آپادانا، تخت جمشید هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.......

منبع:www.tarikhema.ir


ادامه مطلب


موضوع: هخامنشیان، ایران باستان،
برچسب ها: بناهای هخامنشی،

[ سه شنبه 25 آبان 1389 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

زمان ظهور زرتشت

منابع سنّتى تاریخى، زمان ظهور زرتشت را درست ۲۵۸ سال پیش از اسکندر، و در عهد گشتاسب، پدر داریوش اوّل هخامنشى، آورده اند[۴] به این ترتیب و با وجود انبوه کاوشهاى پیگیرانه، مى توان گفت که زمان دقیق ظهور زرتشت، به سان چیستانى ناگشوده سبب دل مشغولى و اختلاف نظر پژوهندگان دین و فرهنگ کهن ایران زمین شده است; به طورى که امروزه تعداد آرا و نظرهاى گوناگون ابراز شده، واقعاً بیرون از حدّ شمار مى نماید.[۵] اما صرف نظر از این مسأله، مى توان به فراست دریافت که گاه در لابه لاى اظهار نظرها، گرایشهاى معنى دارى، براى... 

منبع:www.tarikhema.ir


ادامه مطلب


موضوع: مذاهب باستانی،
برچسب ها: زمان ظهور زرتشت،

[ جمعه 21 آبان 1389 ] [ 04:35 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

نیایش ایران

نیایش ایران 
 
      فریدون مشیری

آفتابت ، که فروغ رخ «زرتشت» در آن گل کرده ست ،
آسمانت ، که زخمخانه «حافظ» قدحی آوردست ،
کوهسارانت ، که بر آن همت «فردوسی» پر گسترده ست ،
بوستانت ، کز نسیم نفس «سعدی» جان پرورده ست ،
همزبانان من اند

 

 .
*
مردم خوب تو این دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان ، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا ، قد برفراختگان ، سینه سپر ساختگان
مهربانان من اند .
 

*
نفسم را پر پرواز از توست .
به دماوند تو سوگند که گر بگشایند ،
بندم از بند ، ببینند که آواز از توست .
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است ،
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد !
خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد !
 
پاینده ایران

منبع:www.chaldran.net





موضوع: ایران باستان،
برچسب ها: ایران، نیایش ایران،

[ چهارشنبه 19 آبان 1389 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

تاریخ عیلام

نقشه‌ای از سرزمین ایلام باستان (قرمز) و نواحی- همسایه آن خلیج فارس در عصر برنز گسترش بیشتری رو به شمال غربی داشت

تاریخ عیلام

اطلاع ما بر عیلام تا چهل سال قبل منحصر به ذکر مجملی بود که تورات از ان نموده واسم کدر لا عمر پادشاه عیلام را در غمن حکایتی برده . مورخین عهد قدیم هم , چنانچه از نوشته های آنها معلوم است اطلاعاتی راجع به ایلام نداشتند,حال بدین منوال بود تا حفریات شوش پیش آمد. اول کشی که تحقیقات علمی درباره ی شوش نمود لفتوس انگلیسی بود. و لیکن حفریات متمادی علمی به دست دو هییت علمی فرانسوی به عمل آمد:اول مارسل دیولافوا در 1884 م. شروع به عملیات نمود و قصر داریوش اول و قصری را که بعد ها اردشیر دوم هخامنشی روی خرابه های قصر اول ساخته بود و امروز تل خاکی است کشف کرد. بعد از او هییت دیگر در تحت ریاست دمرگان حفریات را دنبال نمودند.

اگرچه حفریات شوش هنوز به اتمام نرسیده و چنانچه گویند نیم قرن لازم است تا کار به انجام برسد ,با وجود این از انچه تا به حال به دست آمده,تاریخ عیلام تا اندازه ای روشن شده و یک دولت بر دولت های بزرگ مشرق قدیم افزوده.

حدود عیلام

در عهود قدیم عیلام اطلاق میشد به مملکتی که از این ولایات ترکیب یافته بود:خوزستان-لرستان-پشتکوه-کوههای بختیاری.حدود این مملکت از طرف مغرب دجله بود.از طرف مشرق قسمتی از پارس ,از سمت شمال راهی که از بابل به همدان می رفت و از سمت جنوب خلیج فارس تا بوشهر.

شهر های بزرگ این مملکت را چنین نوشته اند:1-شوش که مهمترین شهر عیلام و چنانکه معلوم شد از قدیمی ترین شهر های عالم بوده .2-ماداکتور روی رود کرخه.3-خایدالو که گمان می کنند در جای خرم اباد امروزی بنا شده بود.4-اهواز.

نژاد عیلامی ها

راجع به مردمان بومی این مملکت,عقیدۀ دیولافواو دمرگان این است که بومی های اولی این مملکت حبشی بودند. برخی عقیده دارند که سواحل خلیج فارس تا مکران و بلوچستان از حبشی ها مسکون بوده. به هر حال بعد از قرون زیاد, بردمانی که در اظراف شط العرب و راس خلیج پارس سکونی داستهو موسوم به سومری ها بودندبه این مملکت آمده,غلبه یافتند. بعد ها از آنها مردمان سامی نژاد به این مملکت آمدند, ولی استیلای آنها در قسمت کوهستانی آن دوامی نداشت.

این مردم کوهستانی اسم کوسی ها و کیس سی ها زیاد برده شده. یونانی ها آنها را«اکسیان»نامیده اند. اینها مردمی بودند استقلال طلب و مطیع کردن انها خیلی دشوار بود,چنانکه تسلط خارجی ها بر آنها دوامی نداشت. شایان ذکر هست که اینها از اسکندر در موقعیتی که از شوش به پارس میرفت مطالبۀ باج کردند و در مراجعت از هند به بابل اسکندر با اینها جنگ کرد, ولی بلاخره باز باج آنهارا بخشید.

زبان عیلامی ها

قدی می ترین زبان اهالی این مملکت, زبان انزانی است که به عقیده ی دمرگان در سه هزار سال ق.م.متروک شده وپس از آن زبان سومری و زبان سامی در اینجا رواج یافته. بعد باز میبینیم که در 1500 سال ق.م. دفعتاً زبان انزانی زنده و استعمال شده و از اینجا میتوان حدس زد که زبان انزانی در میان اهالی معمول بوده, ولی کتیبه ها به زبان سومری و سامی نوشته میشده, زیرا اگر زبانی مرد دیگر زنده نمی شود. در باب زبان انزانی عقیده ی عالم معروف پرشیل که با هییت علمی فرانسوی بود, این است که زبان مزبور به زبان های اورال و آلتایی نزدیک بوده

خط عیلامی ها

خط عیلامی ها میخی است, یعنی علامات با شکل میخ است که به طور افقی یا عمودی استعمال شده و معلوم است که شکل خط را عیلامی ها از سومری ها اقتباس کرده اند, ولی خط میخی عیلامی خط مستقلی است , یعنی علامات هر دو خط یکی نیست و بنا بر این با دانستن خط بابلی, خط ایلامی را نمیتوان خواند. ارقام عیلامی هم با ارقام بابلی تفاوت داشته است.

این خط بعد ها به خطوط دیگر مترادفاً استعمال میشده, مثلا یکی از پادشاهان عیلام موسوم به باش شوشیناک که سلطنتش قبل از غلبه ی سومری های شهر اور بر عیلام بوده, مجسمه ای از سنگ ساخته که شکل ان چنین است:پادشاه بر تختی از سنگ نشسته و کلماتی از سمت راست ان به خط عیلامی و از سمط چپ به خط بابلی نوشته شده است.

مذهب عیلامی ها

این قسمت از تاریخ عیلام تاریک است،ولی باز این کلیات معلوم شده است،عالم در نظر عیلامی ها پر از ارواح بوده،خدای بزرگ را اینشو شیناک می نامیدند،ولی پرستش او فقط به پادشاهان و کاهنین اختصاص داشته است بعد از او به شش رب النوع(الهه)و پس از انها به گروهی از ارواح معتقد بودند و هر کدام از ارواح را خدای محلی می نامیدند. عیلامی ها هم مثل بابلی ها مجسمه ی خدایان را می ساختند و وقتی که مجسمه ی شهری را به شهر دیگر می بردند عقیده داشتند که خدای ان شهر را انتقال داده اند، بنابراین مذهب انها شرک و بت پرستی بوده است. کاهنین بسیار قوی و متنفذ بودند. کلیتا مذهب آنها شباهت زیاد به مذهب بابلی ها و چنین به نظر می آید که آداب مذهبی آنان هم به آداب مذهبی بابل شباهت داشته است.

منبع:کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام نوشته ی حسن پیر نیا





موضوع: عیلامیان،
برچسب ها: تاریخ عیلام،

[ پنجشنبه 13 آبان 1389 ] [ 10:24 ق.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

وصف حال شاهپور اول ساسانی

شاهپور اول فرمانده بزرگ شاهنشاهی عظیم الشان ایران بود.وی در سال 272میلادی درگذشت.در کتیبه کعبه زرتشت در نقش رستم پارس نام زنی به اسم ((آذر آناهید))با عنوان (بانیشمن بانبشن))یعنی ملکه ی ملکه ها ذکر شده که ظاهراٌ زن شاهپور اول بوده است.نام این ملکه بستگی نزدیک و تعلق خاندان ساسانی را به معبد آناهیتای استخر به یاد می آورد.

شاهپور اول را میتوان داریوش سلسله ی ساسانی خواند.ایرانیان او را بسیار دوست می داشتند.وی در آبادانی ایران کوشش فراوان کرد و نیز در راه معرفت اندوزی دستور داد آثار و مضفات گوناگون یونانی و هندی را که در علم پزشکی و ستاره شناسی و فلسفه بود به زبان پهلوی ترجمه کنند و ضمیمه کتاب اوستا که جمع آوری آن از زمان اردشیر اول ساسانی آغاز شده بود نمایند.

از مجموع نقش هایی که از این پادشاه به دست آمده معلوم میشود که شاهپور دارای قامتی بلند,سینه ای فراخ,بازوانی نیرومند,ابروانی پیوسته,چشمانی درشت و بادامی,بینی موزون و مستقیم,سبلتانی بسیار بلند,صورتی نسبتاَ کشیده,ریشی انبوه,موهای مجعد او بر پشت دوشها یش ریخته,گردن بندی مروارید بر گردن وتزیینات و لباس او در کمال شکوه و جلال بوده است. علاوه بر تزیینات لباس او,استین های جامه چین دار و کمربندی بر کمر می بست که نوار های مواجی از ان اویخته بود.

شلوارش دارای چین های زیادی بود که تا موچ پایش می آمد و از پارچه های بسیار ظریف و ابریشمی بوده,انتهای شلوار توسط نوار هایی به کفش او متصل می شده. کفش وی ساف و بدون پاشنه بوده است .چنان که از سکه های شاهپور اول بر می آید,نقوش تاج دو نوع است . هر دو کنگره دار و گنگره ها بلند است و بر لبه ی تاج و کنگره ها مروارید نصب شده.در وسط تاج گوی مدوری است از پارچه زربفت که بر روی ان دو گوهر نشانده اند. یک نوع دیگر تاجی است دارای دو زبانه . از روی گوشها گذشته تا نزدیک گردن آمده است و دو زبانه ها مروارید است.

در وسط ان گل زرین گوهر نشانی لطیف قرار دارد. گاهی گردنبند جواهری نیز بر گردن شاه آویزان بوده است. در پشت تاج دو نوار چین دار در اهتزاز است.

حمزه ی اصفهانی مینویسد:

-جامه شاهپور آسمانی رنگ و پارچه شلوار او لطیف و گلدار و منقش به رنگ سرخ و زمینه ان سبز بوده است.

منبع:رمان تاریخی بسیاز زیبای« منم شاهپور اول» نوشته ی مرحوم کریم علیزاده





موضوع: ساسانیان،
برچسب ها: وصف حال شاهپور اول ساسانی، شاهنشاهی،

[ چهارشنبه 12 آبان 1389 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

شاهپور اول ساسانی

شاپور در 242 م . بعد از پدر به تخت نشست در آغاز سلطنت او ارمنستان و حران شوریدند ، شاپور شورش ارمنستان را سرکوب کرد ولی در تسخیر حران موفق نشد تا اینکه دختر پادشاه حران به شاپور پیغام داد که حاضر است شهر را تسلیم کند به شرط اینکه شاپور او را به زنی اختیار نماید . شاپور این پیشنهاد را پذیرفت و با خیانت دختر پادشاه حران شهر تصرف شد و دختر پادشاه نیز کشته شد . جنگ اول با روم : این جنگ از 242 تا 244 م . دوام یافت ، شاپور با مشاهده اوضاع داخلی روم و اختلافات داخلی ، نصیبین را محاصره کرد و انطاکیه را نیز تصرف کرد ولی مدتی نگذشت که با روی کار آمدن گردین و پیشروی او به سمت مشرق ، قشون ایران در سوریه شکست خورده و عقب نشینی کرد . رومی ها تیسفون را محاصره کردند اما در این بین رومی ها بر گردیدن شوریده او را کشتند و فیلیپ جانشین او با شاپور صلح نموده و ارمنستان و بین النهرین جز ایران گردید . جنگ دوم با روم : این جنگ از 258 تا 260 م . امتداد یافت . این دفعه شاپور با سپاه نیرومندی از فرات گذشته و به انطاکیه حمله برد و آن را تسخیر نمود . پس از آن امپراتور روم والرین که پیر بود برای استخلاص انطاکیه شتافت و این شهر را گرفته و در تعقیب قشون ایران تا ادس پیشرفت ، در اینجا قشون رومی محصور شد و هرچه رومی ها تلاش کردند راهی برای گریز بیابند موفق نشدند و امپراتور اسیر شد . شاپور قیصر را به خدمتگذاری واداشت و دست های او را در زنجیر کرده و هنگام سوار شدن پای بر پشت او مینهاد . شاپور اسرای رومی را به ساختن پل شوشتر و سدی که معروف به شادروان است و از سنگ خارا ساخته شده است واداشت . شاپور بعد از این پیروزی شخصی را از اهالی انطاکیه به نام سیریادیس به امپراتوری روم منصوب نموده لقب قیصر به او داد . پس از آن شاپور انطاکیه را گرفته و به آسیای صغیر رفت ولیکن نه در شامات تشکیلاتی ایجاد کرد و نه در کاپادوکیه و فقط به قتل و غارت پرداخته با غنائم زیادی به ایران بازگشت . شاپور بعد از این فتوحات دچار خصومت اذینه پادشاه تدمر گردید . تدمر در وسط راهی که از بین النهرین به دمشق میرفت واقع و قلعه ایی بود که بنایش را به هادریان امپراتور روم نسبت می دهند . وقتی شاپور به سوریه لشکرکشی می کرد اذینه پادشاه آن نامه ای به اذینه نوشته هدایایی برای او فرستاد ولیکن شاپور از لحن نامه او خشمگین شده گفت : این اذینه کیست و از چه مملکتی است که به آقایش اینطور نامه می نویسد برای عذر تقصیرات باید بیاید و در حضور من به خاک بیفتد . و امر کرد حاملین هدایا را به فرات انداختند . اذینه به قشون شاپور تاخت و تلفات زیاد به آن وارد نمود و غنایم زیادی ربود و حتی بعضی از زن های شاپور را اسیر نمود . کارهای شاپور هنگام صلح : ایجاد سد شادروان که به دست مهندسین و اسرای رومی بر رود کارون در شوشتر بنا کرده و دیگر بنای شهر شاپور که در نزدیکی کازرون در فارس واقع بود و خرابه هایی از آن باقی مانده است . بنای نیشابور را در خراسان و جندی شاپور را در خوزستان نیز به او نسبت می دهند. مورخین گرجستان نوشته اند که شاپور ، مهران پسر خود را به سلطنت گرجستان فرستاد و او سلسله سلاطین خسروی را در آنجا تاسیس کرد و بعد مسیحی شد . در سیاست خارجی از فتوحات او نتیجه بزرگی عاید ایران نگردید . بعضی او را داریوش سلسله ساسانی میدانند . فوت او در 271 م روی داد و از وقایع مهم سلطنت او پدید آمدن مانی است . منبع : کتاب تاریخ ایران (پیش از اسلام) ، حسن پیرنیا ، انتشارات صدای معاصر ، صص 144تا146



موضوع: ساسانیان،
برچسب ها: شاپور اول ساسانی،

[ دوشنبه 10 آبان 1389 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

کعبه زرتشت

کعبه زرتشت نام بنایی است مکعب مستطیل شکل در نقش رستم در استان فارس. این بنا در زمان هخامنشیان و به احتمال در عصر پادشاهی داریوش بزرگ ساخته شده‌است.

فهرست مندرجات

  • ۱ ظاهر بنا
  • ۲ کاربرد بنا
  • ۳ اهمیت بنا
  • ۴ جستارهای وابسته
  • ۵ پانویس
  • ۶ منابع

 ظاهر بنا

این بنا دارای تنها یک مدخل بالاتر از سطح زمین و بازمانده پلکانی برای دسترسی به تنها ورودی آن است. تا سال ۱۳۱۶ شمسی، یک سوم پایینی بنا در زمین دفن شده بود. تنها در این سال و با آغاز کاوشهای باستان‌شناسی بود که مشخص گردید که بنا در سه سمت خود (بجز ورودی) دارای سکو است. همچنین در درگاه ورودی جای چرخش پاشنه دری سنگین و کلفت، نشان از دربسته بودن بنا می‌دهد. این ساختمان تماماً از سنگ آهکی سفید و سیاه ساخته شده‌است.[۱] در دیوار داخل این ساختمان واژه «کعبه» حکاکی شده‌است. در کتابهای زرتشتی آمده‌است که حضر زرتشت «زاراتشترا» در این محل، نیایش میکرده‌است. اعراب، واژه کعبه را از پارسی پهلوی گرفتند. همانطور که در زمان داریوش بزرگ به کشور «عمان» امروزی «مکه» میگفتند؛ بنابراین واژه مکه نیز فارسی است.

 کاربرد بنا

درباره کاربرد این بنا، نظرات گوناگونی ابراز شده‌است. متاسفانه دانشمندان تاکنون کاربرد بی شک و تردید آن را کشف نکرده‌اند. بخشی از کاربردهایی که به این بنا منسوب شده‌است، چنین اند:[۲]

  • آرامگاه همیشگی داریوش که بعدها انصراف پیدا کرده‌است.
  • آرامگاه موقت (فقط تا پوسیده شدن اجساد)
  • جایگاه آتش مقدس (آتشگاه)
  • جایگاه نگهداری اوستا و کتب دینی
  • جایگاه پرچم‌های شاهی


در محاسبه روز نوروز در کتب زرتشتی نوشته شده‌است که زرتشت در این رصدخانه ، محل شروع نوروز را محاسبه کرد. نوروز در روز اول فروردین از محلی شروع می‌شود که اولین اشعه آفتاب در آنجا بتابد. بر اساس برآورد گاهنامه زرتشت، هر ۷۰۰ سال یکبار نوروز از ایران شروع میشود. آخرینباری که نوروز از ایران شروع شد، ۳۰۰ سال پیش بود. در سال ۱۳۸۷، نوروز از پاریس و بروکسل و در سال ۱۳۸۸ ار تورنتو و نیویورک شروع شد. سال آینده هم نوروز از محلی بین آلاسکا و هاوایی شروع خواهد شد.

از زمان حمله اعراب به ایران تا به امروز، یعنی قرن بیست و یکم میلادی، کاربرد و تعریف این بنا کشف نشده بود. خوشبختانه پژوهشگر ایرانی «رضا مرادی غیاث آبادی» که تحقیقات فراوانی در زمینه ایران باستان داشته‌است، نتیجه کشف خود را در کتابی به نام «نظام گاهشماری در چارطاقیهای ایران» توسط انتشارات «نوید شیراز» به چاپ رسانده و راز این بنا را منتشر کرده‌است.


تا امروز حدس میزدند کاربرد این بنا، محل نگهداری کتاب اوستا و اسناد حکومتی یا محل گنجینه دربار و یا آتشکده معبد بوده‌است. اما غیاث آبادی با تحقیقات خود ثابت کرد این بنا با مقایسه با تمامی بناهای گاهشماری (تقویم) آفتابی در سرتاسر جهان، پیشرفته ترین، دقیقترین، و بهترین بنای گاهشماری آفتابی جهان است. این در حالی است که تا قبل از این بنا هم «چارطاقیها» در نقاط مختلف ایران احداث شده بودند و همین وظیفه را با شیوهای بسیار ساده اما دقیق و حرفه ای بر عهده داشتند.

تمامی بناهای گاهشماری آفتابی در جهان فقط میتوانند روزهای خاصی از سال (مانند روزهای سرفصل) را مشخص کنند و حتی با سال خورشیدی هم تنظیم نیستند. اما این بنا با دقت و علمی که در ساخت آن اجرا شده، قادر است بسیاری از جزئیات روزهای مختلف سال و ماهها را مشخص کند. زرتشتیان با استفاده از این بنا میتوانستند بسیاری از مناسبتها و جشنهای سال را روز به روز دنبال کنند و از زمان دقیق آنها آگاه شوند.

بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور (به تصور آتشکده) یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شده‌است. ولی خوشبختانه تعدادی هم مانند چارطاقی «نیاسر» و چارطاقی «تفرش»، سالم مانده و برای ما و نسلهای بعدی باقی مانده اند.

متأسفانه بنای «کعبه زرتشت» با آن که تقریباً سالم باقی مانده‌است به ثبت میراث جهانی سازمان ملل نرسیده است! حتی سازمان میراث فرهنگی هم این بنا را همراه بناهای عجایب هفتگانه جدید (که برج ایفل هم یکی از کاندیداها بود) پیشنهاد نداد! حتی با کشف راز این بنا هم هیچگونه انعکاس و جنجالی به پا نشد! این بنا، یک گاهشمار تمام سنگی ثابت در جهان است که باید سازندگان آن از بسیاری از نکات علمیِ جغرافیایی، نجومی، سال کبیسه، انحراف کره زمین نسبت به مدار خورشید، تفاوت قطب مغناطیسی با قطب جغرافیایی، مسیر گردش زمین به دور خورشید و... را در ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش، در دوران حکومت هخامنشیان آگاهی میبودند. حال آنکه خیلی از آنها را مانند کروی بودن کره زمین و گردش زمین به دور خورشید را در چهارصد سال اخیر در اروپا کشف کردند و به نام خودشان ثبت کردند!

 اهمیت بنا

کاربرد بنا در دوره هخامنشی هرچه بوده‌باشد، به نظر می‌رسد که بنا در دوران ساسانی و بخصوص اردشیر به اوج اهمیت رسیده‌است. در این دوران سه سنگ‌نوشته مستقل بر روی سکوهای بنا ایجاد شده‌است که اطلاعات گسترده ای در خصوص ساسانیان ارائه می‌کند. یکی از مهمترین این سنگ‌نوشته‌ها، درباره کرتیر است.[۳]

منابع

  • اشمیت، اریخ. تخت جمشید، تهران، ۱۳۴۲.
  • سامی، علی، تمدن هخامنشی، شیراز، ۱۳۴۴.
  • اکبرزاده، داریوش. سنگ نبشته‌های موبد کرتیر، تهران، ۱۳۸۵.
  • مرادی غیاث آبادی، رضا. نقش رستم و پاسارگاد، تهران، ۱۳۸۰.




موضوع: مذاهب باستانی،
برچسب ها: کعبه زرتشت،

[ یکشنبه 9 آبان 1389 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ محسن انصاری پور ]

[ نظرات() ]

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic