تبلیغات
ایران باستان - تاریخ عیلام
banner
تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1389 | 10:24 ق.ظ | نویسنده : محسن

نقشه‌ای از سرزمین ایلام باستان (قرمز) و نواحی- همسایه آن خلیج فارس در عصر برنز گسترش بیشتری رو به شمال غربی داشت

تاریخ عیلام

اطلاع ما بر عیلام تا چهل سال قبل منحصر به ذکر مجملی بود که تورات از ان نموده واسم کدر لا عمر پادشاه عیلام را در غمن حکایتی برده . مورخین عهد قدیم هم , چنانچه از نوشته های آنها معلوم است اطلاعاتی راجع به ایلام نداشتند,حال بدین منوال بود تا حفریات شوش پیش آمد. اول کشی که تحقیقات علمی درباره ی شوش نمود لفتوس انگلیسی بود. و لیکن حفریات متمادی علمی به دست دو هییت علمی فرانسوی به عمل آمد:اول مارسل دیولافوا در 1884 م. شروع به عملیات نمود و قصر داریوش اول و قصری را که بعد ها اردشیر دوم هخامنشی روی خرابه های قصر اول ساخته بود و امروز تل خاکی است کشف کرد. بعد از او هییت دیگر در تحت ریاست دمرگان حفریات را دنبال نمودند.

اگرچه حفریات شوش هنوز به اتمام نرسیده و چنانچه گویند نیم قرن لازم است تا کار به انجام برسد ,با وجود این از انچه تا به حال به دست آمده,تاریخ عیلام تا اندازه ای روشن شده و یک دولت بر دولت های بزرگ مشرق قدیم افزوده.

حدود عیلام

در عهود قدیم عیلام اطلاق میشد به مملکتی که از این ولایات ترکیب یافته بود:خوزستان-لرستان-پشتکوه-کوههای بختیاری.حدود این مملکت از طرف مغرب دجله بود.از طرف مشرق قسمتی از پارس ,از سمت شمال راهی که از بابل به همدان می رفت و از سمت جنوب خلیج فارس تا بوشهر.

شهر های بزرگ این مملکت را چنین نوشته اند:1-شوش که مهمترین شهر عیلام و چنانکه معلوم شد از قدیمی ترین شهر های عالم بوده .2-ماداکتور روی رود کرخه.3-خایدالو که گمان می کنند در جای خرم اباد امروزی بنا شده بود.4-اهواز.

نژاد عیلامی ها

راجع به مردمان بومی این مملکت,عقیدۀ دیولافواو دمرگان این است که بومی های اولی این مملکت حبشی بودند. برخی عقیده دارند که سواحل خلیج فارس تا مکران و بلوچستان از حبشی ها مسکون بوده. به هر حال بعد از قرون زیاد, بردمانی که در اظراف شط العرب و راس خلیج پارس سکونی داستهو موسوم به سومری ها بودندبه این مملکت آمده,غلبه یافتند. بعد ها از آنها مردمان سامی نژاد به این مملکت آمدند, ولی استیلای آنها در قسمت کوهستانی آن دوامی نداشت.

این مردم کوهستانی اسم کوسی ها و کیس سی ها زیاد برده شده. یونانی ها آنها را«اکسیان»نامیده اند. اینها مردمی بودند استقلال طلب و مطیع کردن انها خیلی دشوار بود,چنانکه تسلط خارجی ها بر آنها دوامی نداشت. شایان ذکر هست که اینها از اسکندر در موقعیتی که از شوش به پارس میرفت مطالبۀ باج کردند و در مراجعت از هند به بابل اسکندر با اینها جنگ کرد, ولی بلاخره باز باج آنهارا بخشید.

زبان عیلامی ها

قدی می ترین زبان اهالی این مملکت, زبان انزانی است که به عقیده ی دمرگان در سه هزار سال ق.م.متروک شده وپس از آن زبان سومری و زبان سامی در اینجا رواج یافته. بعد باز میبینیم که در 1500 سال ق.م. دفعتاً زبان انزانی زنده و استعمال شده و از اینجا میتوان حدس زد که زبان انزانی در میان اهالی معمول بوده, ولی کتیبه ها به زبان سومری و سامی نوشته میشده, زیرا اگر زبانی مرد دیگر زنده نمی شود. در باب زبان انزانی عقیده ی عالم معروف پرشیل که با هییت علمی فرانسوی بود, این است که زبان مزبور به زبان های اورال و آلتایی نزدیک بوده

خط عیلامی ها

خط عیلامی ها میخی است, یعنی علامات با شکل میخ است که به طور افقی یا عمودی استعمال شده و معلوم است که شکل خط را عیلامی ها از سومری ها اقتباس کرده اند, ولی خط میخی عیلامی خط مستقلی است , یعنی علامات هر دو خط یکی نیست و بنا بر این با دانستن خط بابلی, خط ایلامی را نمیتوان خواند. ارقام عیلامی هم با ارقام بابلی تفاوت داشته است.

این خط بعد ها به خطوط دیگر مترادفاً استعمال میشده, مثلا یکی از پادشاهان عیلام موسوم به باش شوشیناک که سلطنتش قبل از غلبه ی سومری های شهر اور بر عیلام بوده, مجسمه ای از سنگ ساخته که شکل ان چنین است:پادشاه بر تختی از سنگ نشسته و کلماتی از سمت راست ان به خط عیلامی و از سمط چپ به خط بابلی نوشته شده است.

مذهب عیلامی ها

این قسمت از تاریخ عیلام تاریک است،ولی باز این کلیات معلوم شده است،عالم در نظر عیلامی ها پر از ارواح بوده،خدای بزرگ را اینشو شیناک می نامیدند،ولی پرستش او فقط به پادشاهان و کاهنین اختصاص داشته است بعد از او به شش رب النوع(الهه)و پس از انها به گروهی از ارواح معتقد بودند و هر کدام از ارواح را خدای محلی می نامیدند. عیلامی ها هم مثل بابلی ها مجسمه ی خدایان را می ساختند و وقتی که مجسمه ی شهری را به شهر دیگر می بردند عقیده داشتند که خدای ان شهر را انتقال داده اند، بنابراین مذهب انها شرک و بت پرستی بوده است. کاهنین بسیار قوی و متنفذ بودند. کلیتا مذهب آنها شباهت زیاد به مذهب بابلی ها و چنین به نظر می آید که آداب مذهبی آنان هم به آداب مذهبی بابل شباهت داشته است.

منبع:کتاب تاریخ ایران قبل از اسلام نوشته ی حسن پیر نیا




طبقه بندی: عیلامیان، 
برچسب ها: تاریخ عیلام،  

  • عاربین
  • خونسرد
  • بک لینک
  • تله کام